نیست بیماری چو بیماری دل
علت عاشق ز علتها جداست
عشق اصطرلاب اسرار خداست
عاشقی گر زین سر و گر زان سرست
عاقبت ما را بدان سر رهبرست
هر چه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل باشم از آن
گرچه تفسیر زبان روشنگرست
لیک عشق بی زبان روشنترست
چون قلم اندر نوشتن می شتافت
چون به عشق آمد قلم برخود شکافت
«مولانا»
برچسب: شعر عاشقانه,شعر عاشقانه کوتاه,شعر عاشقانه زیبا,شعر عاشقانه برای همسر,شعر عاشقانه تولد,شعر عاشقانه برای برادر,شعر عاشقانه غمگین,شعر عاشقانه گندم,شعر عاشقانه معاصر,شعر عاشقانه دریا,
نویسنده: آبتین شمس